zip

What a Waste of My Talent

ادامه نوشته

شیر تو آسمون 🍆

وقتی کسی بهت میگه : "من این کارو واست انجام میدم. من این چیزو بهت میدم. من پیگیرت هستم"
دقیقن معنیش اینه که قرار نیست چنین اتفاقی بیوفته. این جملات فقط نوعِ باکلاسی از بیلاخ هستن که بصورت محترمانه به سمتتون حواله میشه و در مقابل فقط میشه لبخند زد 😊 نمیشه به روی طرف بیاری که : هی فلانی... من گاو نیستم

 

به خاطر همین میگم ادمای توی مترو قشنگ ترن. چون همه میدونیم نهایتن چند دیقه کنار همیم. اگه از طرف آدرس بپرسی یا بلده و همون لحظه میگه یا اونم مث خودت بلد نیست. کسی کسیو حواله نمیکنه. توی ترمینال.... قشنگ میدونی چه ساعتی قراره حرکت کنی. تو ترمینال وقتی به کسی بگی بیا قبل از رفتن بغلت کنم، با عجله به سمتت میاد. چون میدونه زمان کمه.

 

ادما اکثرشون درک درستی از زمان و شخصیت ندارن. یه خاطره براتون میگم : یه روز بعد از ناهار از مادر بزرگم بابت غذا تشکر کردم. اون در جواب گفت : "ببخشید عزیزم مریضم جون ندارم بگم نوش جان"

گرفتین چی شد؟ یه جمله ی هشت کلمه ای بکار برد تا این منظور رو برسونه که نمیتونه 2 کلمه بکار ببره. 

نظر شما در این مورد چیه؟ ☝🏿 یه چیزی بگین خب؟ مث جغد فقط نظاره گر نباشین. اوکی؟ چون من الان خیلی به خودم زحمت دادم تا بتونم یه همچنین پست تر و تمیز و پند اموزی براتون بنویسم. اولش فقط قصد داشتم با 3 کلمه منظورم رو برسونم. 

تعزیه در راه آهن

دیروز میدون راه آهن بودم. احتمالن امروز یا فردا هم برم. اخه متوجه شدم دارن اونجا تئاتر اجرا میکنن. از ساعت 7 تا 9 شب. موضوع‌ش در مورد 10 روز عاشوراس... ولی در عوض خیلی هیجان انگیزه. از مختار با کیفیت تر مبارزه میکنن. صدابرداریش خیلی حرفه ایه. بازیگراشم مشخصه همشون کلی تمرین داشتن. لباساشونم از این الکیا نیس. صندلی گذاشتن موکب ام برپا کردن. چهارطرف صندلی ها بلندگو گذاشتن. خیلیییییییییییی خفنِ. بعد من برا خلاف رفته بودم. دیدم کلی بسیجی ریخته و داربست و چادری و فلان...  رفتم ازشون پرسیدم ماجرا چیه. گفتن ماجرا اینه. 

 رفقا همه تا فضا رو امنیتی دیدن، عقب نشینی کردن و خزیدن توی تاریکی. من اما با وجود اون همه دم دستگاه به نظرم اومد باید نمایش قشنگی باشه. پس رفتم بیخ گوش اطلاعاتیه نشستم و تا قبل از شروع نمایش چند کلامی باش ارتباط گرفتم. بعدشم که شروع در مورد اتفاقایی که روی استیج داشت پیش میومد ازش سوال پرسیدم و برام توضیح داد. حتا یه جورایی با هم دوست شدیم. در مورد روال کارشون بم اطلاعات داد. ادم خوبی بود. چشماش گیرایی داشت. با خیال راحت کوله پشتیم رو گذاشتم پیشش. سپردم حواسش باشه کسی ندزده تا برم از غم تعزیه یه سیگار بکشم. خلاصه رفتم 4 متر اونطرف تر، جایی که هم به نمایش دید داشته باشم هم دود سیگاری‌م حضار رو اذیت نکنه. بعدش رفتم سر صف. چایی گرفتم. برا اون اقاهه ام گرفتم و برگشتم نشستم رو صندلیم و جاتون خالی.... چتِ چت تا آخرش نمایشو دیدم. خیلی کیف داد. انگار که رفته باشی سینمای 5 بعدی. لنتیا واسشون بغل بغلی ام آزاد بود. هرجا یکی از یارای امام حسین رو میکشن. یه سری زنای نقاب داد میومدن بازمونده ها رو بغل میکردن!! 

الغرض.... میخواستم اینو بگم که. یا کاری رو انجام ندین. یا مث مرد انجام بدین. اون اطلاعاتیه بنده خدا انقدر آقای محترمی بود که تا آخرین لحظه واستاد کنار صندلیم که کوله پشتی‌م رو کسی نبره. بعد اصن حتا کنجکاو نشد داخلشو نیگا کنه ☝🏿 در حالی کع اگه نیگا میکرد بگا میرفتیم. 

میدونین چرا؟ شانسی نبود. به خاطر اینه که کارامو باکلاس انجام میدم. به سر و وضعم میرسم. عطر میزنم.... وقتی با پیرهن مردونه ی سفید و آستین های تا کرده و بدن ورزیده بری قاطی یه اینجور جمعی بشی... همه نیگات میکنن و با خودشون میگن : "عه یه کافرِ باکلاس به پست‌مون خورد، بیایین تحویلش بگیریم. بیاین مسلمونش کنیم" 

بعدش فقط کافیه توام محترمانه رفتار کنی. راحت 10 برابرش بت پس بدن. مهم نیس چی توی کوله پشتی داشته باشی. مهم نیس چی توی جیب هات باشه یا چقد مشکوک بزنی 😁 مهم اینه که مستقیم بری بیخ گوش خطر بشینی. 

به خاطر همینم من توی اینجور امکان خیلی احساس امنیت میکنم و با خیال راحت هر گوهی دلم میخواد میخورم. 

نتایج مقایسه ماه قبل و بعد

ماه گذشته خیلی ورزش کردم. دقت کردین؟ ادما معمولن خودشون با هیکل خودشون زیاد حال نمیکنن. معمولن اعتماد به نفس کافی برای استخر رفتن ندارن. من اونقدر توی اون یک ماه پر انگیزه زمان صرف هیکلم کردم که خودم از دیدن خودم حال کردم. 

ینی اونقد تغییرات مثبت توی بدنم ایجاد شد برای خودمم حتا عادی نبود. بیشتر از قبل حموم میرفتم. بیشتر از قبل آفتاب میگرفتم. وضعیت نظافتم خیلی بهتر شده بود. 

ولی چه فیدبکی در مورد ورزش گرفتم؟ بدون استنثا، همه این چندتا کار رو انجام دادن : یا مسخره کردن. یا سعی کردن مانع بشن. یا گفتن داری اشتباه میکنی 

روزایی که پیاده روی میکردم. از نرم افزار قدم شمار گوشیم اسکرین شات میگرفتم استوری میذاشتم

بذارین مثال بزنم. ساعت 9‌ یا 8 صبحِ. تو بیدار شدی که به کارات برسی. لابلای کارات داری اینستا رو هم چک میکنی. و میبینی آقای بداخلاق اخمو یه ساعت 7 استوری گذاشته که 15 کیلومتر پیاده روی کرده. مثلن روی عکس هم نوشته صبح بخیر روز خوبی داشته باشین یا یه همچین چیزی 

چه حسی بهت دست میده؟ معمولن آدم باید لبخند رو لبش بیاد و انرژی و انگیزه بگیره، نه؟ 

من عمه‌ام ریپلای کرد بم گفت : رفتی طهران داری میخوری و میخوابی اصن به فکر شغل‌ت هستی؟ 

با خودم گفتم خب کصخله. عب نداره مثلن از نظر خودش داره دلسوزی میکنه و سعی میکنه تجربیاتش رو در اختیارم بذاره و اینا. 

زیاد پیش نمیاد بخوام زمان بذارم و عکس حرفه ای از بدنم بندازم. ولی آدم وقتی ورزش میکنه، حتا اگه تازه شروع کرده باشه و هنوز به نتیجه دلخواهش هم نرسیده باشه؛ بازم دوست داره لخت شه فیگور بگیره و عکس بندازه. چندتا از عکسایی که قشنگ از اب دراومدن رو پست و استوری کردم. نمیخوام بگم هیکلم در حد قهرمانیه. ولی میتونم با اطمینان بگم اگه میانگین بگیرن ممکنه از هر 300-200 تا پسر، یکیش در این حد باشه. خب ب ب ب... فیدبکی که گرفتم چی بود؟ 

عمم : "این چه عکسی بود گذاشتی؟ حذفش کن. برا خودت میگم. نمیخوام پشت سرت چرت و پرت بگن"

مامانم : "آنفالو" 

داداشم : "سه چهار روز صبر، مشاهده از دور، سپس لایک"
مهیا : "عذر میخوام میشه بپرسم چرا عکسای لختی میذارین؟ شما توی پیج‌تون دختر دارین. آدم یه جوری میشه. سپس انفالو" 

بقیه : "خیلی لاغری. چاق شو"

بقیه ی بقیه : "😶" / "عدم لایک" / "انفالو" 

من واکنش خاصی نشون ندادم. ولی استوری هامو برای تمام فامیل هایدن کردم. بدون استثنا. حتا برای ننه بابا و داداشم. 

البته این ماه نشد زیاد ورزش کنم.حوصله‌م نیومد.

قبلن وقتی میخواستم پست بنویسم هندزفری میذاشتم. اهنگ مورد علاق‌مو پخش میکردم. دراز می کشیدم. همزمان که داشتم تایپ میکردم دراز نشستِ نیمه هم میرفتم. گاهی اوقات محوِ آهنگ میشدم. یا غرق نوشتن میشدم و یهو به خودم میومدم میدیدم کلی دراز نشست رفتم و عضلات سیکس پک ام دارن اتیش میگیرن. 

ولی الان نشستم. دارم عین سگ نون سق میزنم بلکن یکم چربی روی عضلاتم رو بپوشونه تا شما کصکشا خوشحال بشین و دست از سرم بردارین 🤗

خنده داره، نه؟ در مقابل اون حجم زیاد از انرژی های منفی... اگه فقط چند نفر تشویقم میکردن، توی این ماه با افت مواجه نمیشدم. متوجه عمق فاجعه هستین؟ با وجودِ شماها، حتا ورزش کردنم سخته 🤗 تاکید میکنم : "وررررزش کردن"

دقیقن عین ارزو

ادمای مترو قشنگ ترن. فضای ترمینال از کافی شاپ رمانتیک تره.  چون همیشه لحظات آخر بیاد موندنی تر از لحظات اول سپری میشه

هندزفریم ترکید 😞 افتاد رو زمین ماشین از روش رد شد پودر شد. خیلی دوسش داشتم. بلوتوثی بود. خیلی خوشگل و باکلاس بوذ. کیفیتش عالی بود. کلن 10 روز نشده بود که داداشم بم داده بودش 😞

بدون هندزفری من زنده نمیمونم 😞 کیرم تو آسمون 

سکوت

دخترا. فک میکنن سکوت خیلی باکلاسه.

منم اجازه میدم فک کنن واقعن تحت تاثیر قرار گرفتم 

Yeap

امروز قراره برام ال اس دی بیارن بزنم 😋 امیدوارم بدقولی نکنن. اخه بچه محلام معمولن درک درستی از مفهوم زمان ندارن :)) 

دریمر

چند شبه همش خواب میبینم با یه عده پسر سوار یه اتوبوسیم. همه جا میریم و خیلی خوشحالیم. هیچ جامم درد نمیکنه 😋😙

کیمی

کیم و رها اومدن اینجا. بعد ناهار میریم یه وری 😋 هوووووراع 🥳

نمیدونم چرا پیرهن مردونه توی تن دخترا قشنگ تره. همه پیرهنامو داره برمیداره میپوشه. همشونم بش میان 

دارم آهنگ جاده ی هراز از معین ضد رو گوش میکنم. یادش‌ بخیر اینو توی صفه با محی زیاد گوش میکردیم. بی شرف تمامشو جفظ بود و یه نفس همشو میخوند. تازه همراه با رقص 🥰😵‍💫

من چهاربار توی زندگیم تشنج کردم. حاضرم تک تک‌شون رو واستون بنویسم. تا متوجه بشین هیچکدومش ربطی به عوور دوز نداشت و تمامن در اثر فشار عصبی بود

رویا رو نمیشه همینجوری بدستش آورد. اول باید اجازه بدی درونت رشد کنه

 

پ.ن: حالم خوب نیس هرچی میخورم بالا میارم. سردمه. و نمیدونم چیکار کنم تا حالم بهتر بشه. حس میکنم رگ های سرم دارن منفجر میشن. سرم گیج میشه.